Be yourself Don't hide !




Saturday, May 10, 2003

٭ اين همه جنگ Ùˆ جدل حاصل كوته نظريست
گر نظر پاك كني كعبه و بتخانه يكيست
هر كسي قصه شوقش به زباني گويد
چون نكو مينگرم حاصل ا�سانه يكيست



........................................................................................

Wednesday, April 23, 2003

٭ بر ما گذشت نيك Ùˆ بد اما تو روزگار
�كري به حال خويش كن اين روزگار نيست



........................................................................................

Wednesday, March 05, 2003

٭ تازه دارم ميÙ�همم كه همه اينا بخاطر اينه كه كسي رو تا به حال پيدا نكرديم كه
اونجور كه دلمون ميخواد باهاش حر� بزنيم !
همه اين تو وبلاگ اومدن و نوشتن واسه اينه كه يه مشت حر� دارم
كه بايد بزنم .. انگار اينجوري راحت ميشم .
شايد هيچ نويسنده اي اگه كسي رو داشت كه اونجور كه ميخواد به حر�اش گوش بده
هيچ وقت نويسندگي نميكرد !



٭ ميخوام يكي پيدا كنم كه همه چيو بهم بگه
نميدونم تا حالا پيش اومده بهش �كر كنين
ولي من �كر ميكنم خيلي خوبه كه يكي باشه كه بهم بگه من چه جوريم !
خيلي اوقات ادم يك عمر �كر ميكنه كه مثلا �لان خصوصيت اخلاقي رو داره
هيچ شكي هم توش نداره ولي يه روزي يه چيزي ميشه و مي�همي كه
دقيقا بر عكسشي !
خوبه اگه يكي باشه همه اينها رو بهم بگه .. واقعا دوست دارم بشنوم .
معمولا ادمهاي دور و بر يا راستشو نميگن يا اگه كسي باشه كه
خيلي به ادم نزديك باشه
هر چقدر هم ادم منص�ي باشيم بازم از شنيدن خيلي چيزا ناراحت ميشيم
و همين هم خودش باعث ميشه كه ديگران هر چيزي رو كه در ما ميبينن بهمون نگن !





........................................................................................

Monday, March 03, 2003

٭ دوست دارم بازم به همون سبكه قديمي بنويسه !
هر چند كه در اين شكل هم زيبا مينويسه



٭ بعضي شبها يه چيزايي ذهنمو اونقدر به خودش مشغول ميكنه كه
بايد حتما اول بهش �كر كنم بعد بخوابم
بايد حتما چراغو خاموش كنم .. يه نور خيلي كم باشه .. حالا راه برم و
بهش �كر كنم . ممكنه ساعتها طول بكشه !
ولي بايد بتونم با خودم مشكل رو حل كنم .
و بعدش چه ارامشي دارم
حالا ديگه راحت ميتونم بخوابم .



٭ ميخندم اما يه جورايي انگار يه خنده كاذبه
وقتي ادم از ته دل ميخنده انگار تمام مغز و �كرش در اون لحظه روي چيزي كه
داره بهش ميخنده متمركزه
يعني اگه از ته دل بخنديد در اون لحظه خاص ذهن به هيچ چيز ديگه اي �كر نميكنه
اما وقتي خنده كاذبه انگار مغز رو دو بخشش كردن يه بخش داره به اون
سوژه خنده دار �كر ميكنه يه بخش هم به طور ناخوداگاه به اون موضوعي كه
سبب ناراحتي شده و باعث شده كه اين خنده كاذب بشه .. يا اگر هم به اون
�كر نكنه بازم اون تيكه از مغزو واسه خنديدن پس نميده
و همونجور واسه باقي موندن در اون ناراحتي نگهش ميداره !



........................................................................................

Tuesday, February 11, 2003

٭ تا حالا شده از قرآن بخوايد استخاره كنيد
يا اينكه بخوايد بپرسيد كه كاري كه مي خوايد انجام بديد درسته يا نه ؟
نمي دونم ريشه و منشا اين خوب و بسيار خوب و بد و ... كه تو قرآن هست
چيه و از كجا اومده . من چند باره كه قرآن رو باز مي كنم و هر بار يه جوابي
ازش مي گيرم يه بار خوب يه بار بد !!
بالاخره ن�هميدم كدومش درسته ؟
اصلا اين خوب و بد هاي تو قرآن درسته يا نه ؟!




........................................................................................

Friday, February 07, 2003

٭ اين سريال دوران سركشي رو ميبينيد ØŸ
خيلي طبيعي و واقعي ساخته شده
كاري به اين چيزاش ندارم .. ولي هميشه بعد از اينكه نگاش مي كنم يه مدتي
ميرم تو �كر .. �كر ميكنم كه همچين آدمي (روناك ) چاره اش تو زندگي
چيه ..كسائي كه خانواده هاي درستي ندارن .. اينجور زندگي هاي �لاكت بار دارن
اونم توي سني كه خودشونم عقلشون به چيزي نميرسه .. چجوري مي تونن يه زندگي سالم داشته باشن !



........................................................................................

Sunday, February 02, 2003

٭ نظرتون راجع به انواع سكس چيه ØŸ

لزبين ها و گي ها و ...
يكيش كه خوب طبيعيه و همه ميدونن .
اما راجع به انواع مختل� ديگش يه اعتقادي دارم �كر ميكنم كه به عقايد
آدمهايي كه سكس هاي ( من دوست دارم بگم غير طبيعي ! ) دارن بايد
احترام گذاشت . اما واقعيتش هر كدوم از اينها رو كه بتونم توجيهش كنم
پذير�تن يكيش برام غير ممكنه .. اونم BDSM
يا بهتره بگم كه كلا هر سكسي كه با خشونت همراهه
من �كر مي كنم كه سكس يكي از زيبا ترين شكلهاي بيان احساسات بين
دو ن�ره .. و خوب بيان يك احساس لطي� با خشونت يه جورايي احمقانه
به نظر مياد .
من خودم هميشه �كر مي كردم كه كسايي كه همجنس گرا هستند يا ...
مشكلات رواني دارن .. اما حالا اين تقريبا برام توجيه شدست كه اين
آدمها احساسشون اينجوريه و كسي هم نميتونه بگه چرا .
ولي سكس با خشونت يا .. به نظرم يه جور بيماري رواني مياد كه بايد
درمان بشه .. نه اينكه بهش به عنوان يه شكل از سكس ديده بشه .


٭ از وقتي قرار شده ما از اين دانشگاه پامون رو بذاريم بيرون ... روز به روز وضع اين دانشگاه
داره بهتر ميشه .. يه عالمه استادهاي خوب اومدن تو دانشگاه .. چند تا قانون جديد ( واسه حذ�
پزشكي و پيش نيازها و... ) تصويب شده .. حراست دانشگاه عوض شده و.. خلاصش اينكه وضع
دانشگاه آزاد ( يا حداقل بعضي از دانشكده هاش ) داره بهتر ميشه .



........................................................................................

Thursday, January 30, 2003

٭ يادمه اون روزي كه وبلاگم رو ساختم Ùˆ داشتم اون لينكهاي كنار رو ميگذاشتم
لينك يه وبلاگ رو نذاشتم با اينكه هميشه اين وبلاگ رو مي خوندم
اما چون به حر�ايي كه ميزد معتقد نبودم نمي خواستم تو ليست وبلاگهاي مورد علاقه ام باشه .
الان كه مدت زياديه كه اين بلاگ رو همچنان دارم ميخونم نظرم راجع بهش عوض شده
اين بلاگ به تعبير من داره سكسي ـ سياسي مينويسه
من �كر ميكنم كه قصدش از نوشتن بيشتر سياسي باشه تا سكسي !
به هر شكل .. قشنگ مينويسه .



٭ سلام دوباره !
چشم ميام دوباره مينويسم
از �ردا مجددا آپديت ميشه
ببخشيد




........................................................................................

Thursday, September 26, 2002

٭ كسي يه سايت خوب مثل
ميشناسه Corbisاين سايت اخيرا پولي شده
اگه ميشناسيد يه ميل عنايت ب�رماييد !!!



........................................................................................

Monday, September 16, 2002

٭ آقا من نمي Ù�همم اين Ú†Ù‡ وضعيه ØŸ!
من هنوز تو اين وبلاگ چيز خاصي ننوشتم كه يه عده ورداشتن واسه
من ويروس ميل زدن !!
آخه كه چي بشه ..؟؟



٭ بر او ببخشائيد
بر او كه گاهگاه
پيوند دردناك وجودش را
با آب هاي راكد
و ح�ره هاي خالي از ياد مي برد
و ابلهانه مي پندارد
كه حق زيستن دارد
بر او ببخشائيد
بر خشم بي ت�اوت يك تصوير
كه آرزوي دور دست تحرك
در ديدگان كاغذيش آب مي شود
......



٭ مساÙ�رت بودم واسه همين ننوشتم
تازه بازم دارم ميرم مسا�رت
ولي اين مسا�رت هم عجب بهانه خوبيه واسه ننوشتن
هر كي چند روز نمي نويسه ميگه مسا�رت بودم !!!



........................................................................................

Saturday, August 31, 2002

٭ مي خوام داد بزنم ...
يكي نيست به دادم برسه ؟



........................................................................................

Friday, August 30, 2002

٭ ما آخرش هم Ù†Ù�هميديم چند تا روز زن داريم !!!
هر چي كه هست
روز خودم و بقيه مبارك !!!



........................................................................................

Wednesday, August 21, 2002

٭ The Man I Love
Someday he'll come along
the man I love
and he'll be big and strong
the man I love
and when he comes my way
i'll do my best to make him stay

he'll look at me and smile
i'll understand
and in a little while
he'll take my hand
and though it seems absurd
I know we both won't say a word

maybe I shall meet him sunday
maybe monday
maybe not

still i'm sure to meet him one day
maybe tuesday
will be my good news day

he'll build a little home
just meant for two
from which i'll never roam
who would?
would you?

and so all else above
...i'm waiting for
the man I love




........................................................................................

Saturday, August 17, 2002

٭ خيلي بده آدم يه متني رو نصÙ�Ù‡ ول كنه !
چون اون وقت . وقتي بر مي گرده ادامشو بنويسه
ديگه تو مودش ! نيست ...!!!



........................................................................................

Thursday, August 08, 2002

٭ اÙ�شا گري :
من �كر مي كنم كه اگه يه دختر بخواد راجع به دخترا بنويسه خيلي كاملتر
و بهتر ميتونه بنويسه خصوصا اگه آدم واقع بيني هم باشه( چه از خود راضي !!
ما اينيم ديگه !!):
مي خواين بدونين دخترا تو دوستيشون با پسرا چي مي خوان ؟
نمي خوام خيلي وارد جزئيات شم ! دختر هايي هم هستن كه اينجوري �كر نمي كنن !
اما عده اونا كمه من راجع به اكثريت قريب به ات�اقشون ! صحبت مي كنم :
اول از همه بگم كه قصدم اينه كه كاملا بي طر�انه بنويسم !
بابا آخه به كي بگم ! يه دختر تو دوستيش ( با يه پسر ) دنبال سكس نيست
نه اينكه بگم بدش مياد ها نه ! ولي اين اون چيزي نيست كه تو دوستيش
دنبالش مي گرده . حالا اگه از بحث ازدواج و اين حر�ها هم بگذريم يه دختر خيلي بهتر
معني يه دوستي واقعي رو مي �همه تا يه پسر !
خلاصش اينكه دنبال يه دوستي واقعي و خوب .
حالا اينكه تو اين دوستي چه انتظاري داره خود داستانيست !!
مي خواد كه دوست داشته باشه و دوستش داشته باشن اونم براي خودش
به خاطر اخلاقش ر�تارش توانائيهاش و... و نه براي هيچ چيز ديگه اي !
مي خواد كه مطمئن باشه پسره مال خودشه و با هيچ كي ديگه نيست
اصطلاحا اينكه سر و گوشش نمي جنبه .
مي خواد كه واسه اونم مهم باشه كه چي كار مي كنه . . اين خيلي مهمه !
البته نه اونقدر كه باعث بشه دختره �كر كنه كه پسره بهش اعتماد نداره .
ادامه برنامه تا چند لحظه ديگر ...



٭ يه اشتباه بزرگ كردم ...
ولي باور كنيد نمي خواستم اينجوري بشه نمي خواستم اينجوري �كر كنه
من �قط بهش گ�تم كه نمي خوام از مسائل خصوصيمون با اين و اون صحبت كنه !!
حالا ميگه كه تو دوستم نداري !!
اخه شما بگيد اين چه ربطي به حر� من داره !



........................................................................................

Home